رويای من

به تو می انديشم

ای همه رويای من

به تو می انديشم

شبانگاهان که سرشک عشق شسته روی آرزوهايم را

به تو می انديشم

سحرگاهان که آواز پرستو بلرزاند تمام تار و پود تنهائيم را

به تو می انديشم

ميان آغوش گرم عاشقانه          ميان چشمان مست عارفانه

در آن سودای قلب کودکانه       در آن آخرين کلام شاعرانه

ای همه رويای من

به تو می انديشم   به تو می انديشم. 

/ 2 نظر / 7 بازدید
fani

حال که تنها می توانی بیندیشی پس اندیشه اشت را تهی از یاد یار مگذار

ميم

سلام ... گرچه بی‌ربط هست ولی ... «عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد ... به انديشيدن خطر مکن ...»