زمزمه نور

 

بشنو ای دل

صدای لبخند زمان را

صدای بال شب پره عمر را

صدای شکستن شيشه را شيشهء خواهشهای من وتو

بشنو ای دل

کلام عاشقان دل سوخته را

زمزمه نور در دل تاريکی را

ضربان دل بی کسان را در امتداد جويبار عشق به فردا

بشنو ای دل

نغمهء عشق را در محراب چشمان منتظران

که در حريم سايبان دستان او

                                  پيچيده است.

/ 5 نظر / 5 بازدید
سميه

وب قشنگی داری.. دوست داشتی به من هم سر بزن

سمانه

سلام من وب ندارم ولی هر چند وقت یک بار پرشن بلاگ میرم و مب های اپ تودیت شده رو میبینم مال تو بسیار الیه ....

mehrdad

سلام . نظرت راجب بازی گرفتن عشق تو اين زمونه چيه؟

*^*شـــــــــراره *^*

*براي چندمين بار از تو گفتم* *كه شهر عشق تو پايان ندارد* *به يادت هست زخمي بر دلم هست *كه جز لبخند تو درمان ندارد *تو چون يك واژه نيلوفري رنگ *ميان دفتر دل ماندگاري *اگر شهر نگاهت فرصتي داشت *به يادم باش در هر روزگاري