ببين و باورکن

 اشک من گواه محبت من است

محبتی به وسعت دريای بيکران ميان من و تو

به بلندای ديوار تمنای سبز بودن با تو

محبت به آنچه رابط دلهای سرگردان است

ببين وباور کن

گذر از پل وابستگی ها نياز من توست

نياز آغاز ارتباط ميان دلهاست

وارتباط ترنم مرغ جان در بيکران اقيانوس تنهايی هاست

باور دارم که در هر سلام مفهوم تلخ يک خداحافظی نهفته است

با اينحال هيچ پايانی براستی پايان نيست

بدان که در قفس تنهايی ما

در امتداد جاده های موازی

و بروی ريشه وابستگی ها

گل محبت جوانه خواهد زد.

   + صهبا - ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۳/٢٠