فردا

 

روی جوشش نور

روی آبی آبی  بلند

در پس عشق در پی خواهش بودن

روی رود در پس زمزمه چشمه عشق

من و تو نغمه جوشش و رويش داريم

روی چشم خورشيد در پس طپش خاطره ها

از ميان لحظه ها در پی ثانيه ها

در دل کوه ميان مهتاب

ميان نور ميان سوزش و خواهش لحظه های تنها

ميان اشک من با لرزش خفيف صدا

از ميان آفتاب

بازهم نوری زمزمه ايی صدا کرد مرا

اسم مرا روح مرا نامی از من

                                    که به فردا دلبسته است.

 

 

   + صهبا - ٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۳/۱٥