صدای تو را از درو ن می شنوم

 محبت تو را که از اعماق قلبت برخاسته با دست عشق لمس می کنم

 واشک تو را که از قشنگترين چشمه دلت جوشيده می بينم

 محبتت تار دلم را لرزانده

 کلامت مضراب ساز دلم گشته

 وبرترين احساس زيبای زندگی را

 قطرات چشمه دل تو بر سرير رويای من لغزانده است

 زيباترين وبرترين احساس من تقديم تو باد

 ای مانوس ترين آشنای تنهايی های من.  

 

   + صهبا - ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٢/۱٩