چه لذت بخش است در کمال اسايش بودن

چه لذت بخش است در عين کامجويی زيستن

بسان پرنده های آزاد دمی نفس کشيدن

چه لذت بخش است هنگامی که حس کنيم

 در پس خويش تکيه گاهی برای زيستن داريم

پيوندی عميق با زندگی هر چند که سر ناشکيبا با ما داشته باشد

احساسی پر معنا با مايه اصلی حيات جاودان.

   + صهبا - ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/۳٠

تولد عشق

ديشب تو رويای خسته ها صدا اومد

ديشب تو دل دلشکسته ها نور اومد

 ديشب تو فضای خاطره هاعطر صفا اومد

ديشب کليد گمشده درهای بسته ميان باغ اميد پيدا شد

ديشب باغ دل ستاره ها چراغونی شد

ديشب رقص نور بود ميان نور

ديشب عشق بود ميان سرور

ديشب شور بود ميان غرور

ديشب تولد عشق بود تو باغ دل ستاره ها

ديشب تولد عشق بود تو دل دلشکسته ها.

   + صهبا - ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/٢٩

گمشده

ترسها به پايان رسيده ولی دردها کاهش نيافته

از خويش به خويش می گريزم واز تنهايی به تنهايی

جوينده ام

جوينده ايی بدنبال گمشده ايی

گمشدهء خويش را در هر چه وهر جا جستجو می کنم

هر چه بيشتر جستجو می کنم

کمتر می جويم.

                                                 

   + صهبا - ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/٢٢

اميد

در دل تاريکی های درون من و تو

پشت ديوار خواسته ها

غبار مه تنهايی نشسته

فانوس عشق را روشن کن

جلوی دروازه دلت

دسته گل اميد بکار

و از پشت قطره های آب

هفت رنگ مهربانی ها راتجسم کن.

   + صهبا - ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/٢۱

اوج دوست داشتن

زمانيکه دوست می داری به واقع دوست بدار

با تمامی اجزاء بدن

اوج دوست داشتن يکی شدن است

از تمام خواسته های خويش گذشتن وبه دوست ملحق شدن

آن زمان نياز درونی تو فقط گذشتن از خويش وفدا کردن جسم وروح است

جسمی که در مقابل برترين احساس درونی حقير وناچيز است

ودر اين هنگام قلب سرشار از عشق برتر است

   + صهبا - ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/٢٠

بزرگراه خوشبختی

بگذار پل ارتباط تو با خويشتن تو

بسان دروازهای بهشت برين باشد

بسان بزرگراه خوشبختی

بسان پرواز عشق از نور به نور

بسان لبخند بودن به خواستن

بسان سايه تمامی توان تو وخواهش تو از زندگی

بگذار باور تو از خود به تمامی روشنايی نور باشد

بسان پهنهء زيبای آسمان

بسان موج محبت بر ايينه خيال

بسان عشق بزرگ وعالی

بگذار زبودن گذر کنيم و به خود برسيم

بگذار .....................

 

   + صهبا - ٢:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/۱٩

ترانه زندگي

از ميان تاريكی به نور ميرسيم

و از غم بی پايان به شور ميرسيم

واز دلتنگی ها به خروش می رسيم

در جستجوی خويشتنيم در آرزوی نور وشوريم

و در پشت زمزمه های زندگی بدنبال نغمه رويش عشقيم

تا بلكه آنرا بجويم وبدل به ترانه زندگی گردانيم.

   + صهبا - ٧:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/۱٧